|
43 - دشمنى و عدم سازش براى خدا نه دني
معاويه براى فرماندار خود در مدينه يعنى مروان نامه نوشت كه از ام كلثوم دختر
عبدالله بن جعفر (عليه السلام ) براى پسرم يزيد خوستگارى كن .
مروان نزد عبدالله رفت و جريان را گفت ، عبدالله در پاسخ گفت : اختيار اين دختر با
دائيش مولاى ما حسين (عليه السلام ) است .
بعد عبدالله جريان را به عرض امام حسين (عليه السلام ) رساند، امام فرمود: از درگاه
خداوند خشنودى خدا را خواستارم .
تا اينكه مردم در مسجد، اجتماع نمودند، مروان همراه عده اى از بزرگان قوم خود به
حضور حسين (عليه السلام ) آمد و جريان دستور معاويه را به عرض رساند و اضافه كرد،
مهريه اش به حكم پدرش معاويه هر چه باشد مى پردازيم و قرضهاى پدرش را ادا مى كنيم و
به اضافه اينكه اين وصلت باعث صلح بين دو طايفه بنى هاشم و بنى اميه مى شود.
امام حسين (عليه السلام ): پس از حمد ثناى الهى فرمود: اى مروان ! آنچه گفتى شنيدم
، اما در مورد، مهريه سوگند به خدا ما از سنت پيامبر (صلى الله عليه وآله ) تجاوز
نمى كنيم كه دوازده وقيه معادل 480 درهم بود.
اما در مورد اداى قرض پدرش ، دختران ما هر جا باشند قرضهاى دنيوى ما را ادا مى
كنند.
اما صلح و آشتى بين ما و طايفه شما، اين را بدان كه ما براى رضاى خدا و در راه خدا
با شما دشمنى داريم ، بنابراين براى دنيا با شما سازش نمى كنيم ، سوگند به جانم ،
خويشاوند نسبى (بخاطر خدا) بهم زده شد
(63)تا چه رسد به خويشاوندى سببى
(يعنى خويشى از ناحيه داماد).
مروان و همراهانش مايوس شده برخاستند و رفتند
(64)
|